الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

63

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)

يُشِيرُ بِحُبِّ الْحَقِّ بَعْدَ تَقَرُّبٍ * إِلَيْهِ بِنَقْلٍ أَوْ أَداءِ فَرِيضَةٍ و آن حديث اشاره دارد كه با اداى نوافل و فرايض و استقامت در آن‌ها تقرب به حضرت حق و سپس حبّ و عشق به او براى بنده حاصل مىشود . وَمَوْضِعُ تَنْبِيهِ الْإِشارَةِ ظاهِرٌ * بِكُنْتُ لَهُ سَمْعَاً كَنُورِ الظَّهِيرَةِ و قسمتى از اين روايت كه به وحدت اشاره و دلالت دارد ظاهر و روشن است و آن حديث قرب نوافل است كه مثل نور خورشيد در ظهر روز روشن اشاره به وحدت دارد . فَلا عَبَثٌ وَالْخَلْقُ لَمْ يُخْلَقُوا سُدىً * وَإِنْ لَمْ تَكُنْ أَفْعالُهُمْ بِالسَّدِيدَةِ بنابراين مبنا در عالم بيهودگى وجود ندارد و مخلوقات مهمل و باطل خلق نشده‌اند هر چند افعالشان بر طبق قانون شريعت و صراط مستقيم نباشد . عَلى سِمَةِ الْأَسْماءِ تَجْرِى أُمُورُهُمْ * وَحِكْمَةُ وَصْفِ الذّاتِ لِلْحُكْمِ أَجْرَتْ امور هر يك بر مبناى نشانى از نشان‌هاى اسماء الهى سير مىكند و امور مخلوقات بر مجراى دو حكمى كه حضرت حق خود را به آن‌ها متصف فرمود [ هادى و مضلّ ] جريان دارد . يُصَرِّفُهُمْ فِى الْقَبْضَتَيْنِ وَلا وَلا * فَقَبْضَةُ تَنْعِيمٍ وَقَبْضَةُ شِقْوَةٍ آنان را ميان دو قبضه و گروه مىگرداند ، اولى اصحاب اليمين كه در نعمت الهىاند و دومى اصحاب الشمال كه در نقمت و عذابند . أَلا هكَذا فَلْتُعْرَفُ النَّفْسُ أَوْ فَلا * وَيُتْلَ بِها الْفُرْقانُ كُلَّ صَبِيحَةٍ و اى سالكان و طالبان هدايت بدانيد نفس بايد در مقام نورى اين چنين شناخته شود تا معرفت و شناخت صحيح ربّ حاصل شود « من عرف نفسه عرف ربه . » و در غير اين صورت نبايد از معرفت نفس و معرفت رب سخن گفت . وَعِرْفانُها مِنْ نَفْسِها وَهِىَ الَّتِى * عَلَى الْحِسِّ ما أَمَّلْتُ مِنِّيَ أَمْلَتِ معرفت نفس بايد حكايت احوال و اطوار ذات خودت باشد نه آن كه تقليداً از